مفهوم حق در زمان مشروطه

انصاف و حقوق
1396-08-08
ترس از جرم
1396-08-08

مفهوم حق از برجسته ترین مفاهیم حقوقی به شمار میرود به شکلی که امروزه بسیاری از مسایل برای پیشبرد با گفتمان حق مطرح میشوند. زمانی فقط تکلیف یکطرفه افراد برای رابطه میان فرد و حکومت تعریف میشد اما با بروز اندیشه های مدرن حقوق عمومی، مفهوم حق متولد شد. این مفهوم در طول تکامل دچار تطوری در مبنا و مفهوم گردید به صورتی که از مفهومی برخاسته از شریعت به مفهومی عقلی بدل گردید و به تبع آن رابطه خود را با الهیات از دست داد.

حضور فقها در عرصه مشروطه بنا بر مکتوبات تاریخی مشهود است اما اگرچه رویکرد روشنفکران فعال و مبتنی بر تغییرات است اما فقها در عرصه مفاهیم مدرن برخالف محدود نمودن سلطنت بر اساس تأثیرات فقه شیعه منفعل بوده اند و به عبارتی گفتمان وارداتی مفاهیم مدرن به واسطه روشنفکران آغاز شد و بر اساس این اندیشه که هیچ عملی مباح نیست مگر اینکه با فحص در قرآن و سنت ردعی بر آن وارد نشده باشد فقهای مشروطه به این مفاهیم اقدام نمودند تا ثابت شود که با شریعت زاویه نداشته باشند. با توجه به این تفکر باید روحیه سنتگرا و معارض با اندیشه های نو را به عنوان برخورد فقهی، در نظر داشت. فقهای مؤثر بر گفتمان مشروطه را میتوان بر مدار سه طیف از اندیشه در نظر گرفت. اندیشه (این همانی) که توسط آقا نور الله اصفهانی بیان شده است. اندیشه (متضاد) با مشروطه که آن را با تفکرات شیخ فضل الله نوری و گفتمان مشروعه وی میشناسیم و تفکر (عالمه نائینی) که برای پذیرش مشروطه شروطی قائل است.

حق در قانون اساسی مشروطه
قانون اساسی مشروطه در بسیاری از موارد ساکت بود، بنابراین در زمستان سال 1907 مجلس گروهی شش نفری را برای رسیدگی به این کاستی ها برگزید تا به نوشتن متممی بر قانون اساسی بپردازند. هریک از اعضای این گروه میبایست با یک زبان خارجی آشنا باشد تا بتوانند از قوانین اساسی دیگر کشورها در این کار بهره برند. سال ها بعد، یکی از اعضای این گروه شش نفری، سید حسن تقی زاده، در سخنانی در (گروه آسیای مرکزی لندن) تأکید کرد که او و همکارانش اصول مندرج در متمم قانون اساسی ایران را (بیش از هر چیز بر قانون اساسی بلژیک بنا نهادند، گرچه گاه از قوانین اساسی فرانسه و بلغارستان نیز کمک گرفتهاند) اما باید اذعان نمود با آنکه این متمم تحت تأثیر شدید قوانین اساسی خارجی بوده است، ولی شریعت اسلامی بنا بر آرای فقها در جایجای آن قابل مشاهده است که بحث حق نیز از این امر مستثنا نیست. در ادامه به اموری که بر متمم قانون اساسی مشروطه و بحث حقها مؤثر بوده اند می پردازیم و سعی میکنیم با توجه به مقدمات بیان شده سیری منطقی برای آن ترسیم نماییم و کشف کنیم که از انبوه اقوال و رویکردها در منبع حق کدامیک موردنظر قانونگذار اساسی قرارگرفته است.
فصل سوم متمم قانون اساسی مشروطه به حقوق ملت پرداخته است چنانچه از اصل هشتم تا اصل بیست و سوم حقوق ملت ایران بیان شده است. اما در دیگر اصول نیز مواردی از حقوق ملت یافت میشود که بدانها اشاره میشود. به عنوان نمونه از حقوقی که مورد تأیید متمم بوده حق مالکیت است. قابل توجه است که این حق در سه اصل پانزدهم، شانزدهم و هفدهم با ادبیاتی متفاوت تکرار میشود. این تکرار حاکی از عدم توجه و درخطر بودن حق مالکیت مردم در دولت قاجار بوده که نمایندگان را واداشته است تا با تکرار این مسأله بر وجود این حق تأکید کنند.
علاوه بر حق مالکیت، مصونیت مسکن اشخاص از تعرض نیز در دو اصل نهم و سیزدهم مورد شناسایی قرار میگیرد که این تکرار نیز حاکی از همان عدم توجه قاجار به حقوق ابتدایی مردم بوده است. توجه به این حق در آثار مشروطه خواهان روشنفکر نیز مورد توجه بوده است. به عنوان نمونه مستشارالدوله به امنیت جان، مال و حیثیت میپردازد. ملکم خان در فقره ششم از قانون اساسی پیشنهادی بیان میکند که دخول جبری در مسکن هیچ یک از رعایای ایران جایز نخواهد بود مگر به حکم قانون.

مفهوم حق در زمان مشروطه